فرض کنید گزارش ماهانه میگوید 18 درصد فرصتهای فروش به قرارداد رسیدهاند. این عدد بهتنهایی پاسخ نمیدهد که مشکل از ورود سرنخهای نامرتبط است، از پیگیری دیرهنگام، از ارائه پیشنهاد یا از مرحله مذاکره. نرخ تبدیل مرحلهای فروش برای پاسخ به همین مسئله ساخته میشود: هر مرحله جداگانه بررسی میشود، داده ورودی آن مشخص میماند و مدیر فروش میفهمد کجا باید تصمیم بگیرد.
در این راهنما مسیر محاسبه را از تعریف مرحلهها تا ساخت گزارش پیش میبریم. مثالهای عددی، فرضی و آموزشیاند و به نتیجه واقعی هیچ کسبوکاری اشاره ندارند.
هر مرحله باید یک ورود و یک خروج روشن داشته باشد
نرخ تبدیل، نسبت فرصتهایی است که از یک مرحله به مرحله بعد رسیدهاند به همه فرصتهایی که وارد مرحله اول شدهاند. بنابراین پیش از هر فرمول باید بدانیم «ورود به مرحله» و «عبور از مرحله» دقیقا چه معنایی دارند.
فرض کنید مراحل فروش شما اینها هستند:
- فرصت جدید
- فرصت واجد شرایط
- بررسی نیاز
- ارائه پیشنهاد
- مذاکره
- فروش موفق
در این مسیر، ورود به مرحله «ارائه پیشنهاد» زمانی ثبت میشود که پیشنهاد برای مشتری آماده و ارسال شده باشد، نه وقتی کارشناس فقط قصد ارسال آن را دارد. خروج از همین مرحله هم باید یک رویداد قابل بررسی داشته باشد، مانند ورود فرصت به «مذاکره» یا بستهشدن آن بهعنوان ناموفق.
اگر تعریف مرحلهها مبهم باشد، عدد نهایی هم قابل تفسیر نیست. مثلا اگر یک کارشناس بعد از اولین تماس، فرصت را مستقیم به مذاکره ببرد و دیگری همان فرصت را تا زمان ارسال پیشفاکتور در مرحله بررسی نیاز نگه دارد، مقایسه عملکرد این دو نفر منصفانه نیست. مشکل در اینجا از فرمول شروع نمیشود؛ از تعریف مسیر شروع میشود.
برای هر مرحله چهار پرسش بنویسید:
- فرصت با چه رویدادی وارد این مرحله میشود؟
- چه اطلاعاتی باید پیش از ورود ثبت شده باشد؟
- خروج موفق از مرحله چه رویدادی است؟
- اگر فرصت متوقف یا ناموفق شد، دلیل آن کجا ثبت میشود؟
گردش کار فروش در CRM کلید میتواند به همین تعریفها متصل شود. وقتی مشتری، فرصت فروش، مکالمات و فعالیتها در یک پرونده کنار هم باشند، بررسی اینکه هر تغییر مرحله بر اساس چه اتفاقی انجام شده، آسانتر میشود. جزئیات قابلیتهای مرتبط را میتوانید در صفحه راهکارهای کلید برای مدیریت فروش و ارتباط با مشتری ببینید.
پیش از محاسبه، نوع گزارش را انتخاب کنید
دو روش رایج برای گزارشگیری وجود دارد و نباید نتیجه آنها را با هم قاطی کرد.
روش اول، بررسی یک گروه همدوره است. در این روش، فرصتهایی را انتخاب میکنید که در یک بازه مشخص وارد مرحله شدهاند و بعد میسنجید چه تعداد از همان فرصتها در یک مهلت معین به مرحله بعد رسیدهاند. این روش برای سنجش عملکرد مسیر فروش مناسبتر است.
روش دوم، بررسی وضعیت فعلی قیف است. در این گزارش میبینید اکنون چند فرصت در هر مرحله قرار دارند. این گزارش برای مدیریت ظرفیت و برنامه روزانه مفید است، اما بهتنهایی نرخ تبدیل را نشان نمیدهد. ممکن است 40 فرصت در مرحله پیشنهاد باشند، اما هنوز معلوم نباشد چند فرصت از میان آنها به مذاکره میرسند.
برای گزارش تبدیل، این سه موضوع را از ابتدا ثابت کنید:
- بازه ورود فرصتها، مثلا یک ماه یا یک فصل
- مهلت عبور از مرحله، مثلا 30 یا 60 روز
- تعریف نتیجه، مانند ورود به مرحله بعد، فروش موفق یا بستهشدن ناموفق
اگر برای فرصتهای قدیمی مهلت مشخص نگذارید، فرصتهایی که زمان بیشتری برای حرکت داشتهاند با فرصتهای تازه مقایسه میشوند. در این حالت، عدد مرحلههای قدیمی معمولا بهتر به نظر میرسد؛ نه لزوما به این دلیل که عملکرد تیم بهتر بوده، بلکه چون فرصت بیشتری برای عبور داشتهاند.
گاهی هم به دلیل طولانی بودن چرخه فروش، تعیین یک مهلت کوتاه منطقی نیست. بستگی دارد به اینکه مشتری چه مدت برای تصمیمگیری نیاز دارد، ارزش معامله چقدر است و مرحله موردنظر چه کاری را شامل میشود. مهم این است که این تصمیم مستند و ثابت بماند.
چه دادههایی را باید از CRM بردارید؟
برای یک گزارش قابل اعتماد، تعداد فرصتها کافی نیست. باید بدانید هر فرصت چه زمانی وارد مرحله شده، چه زمانی از آن عبور کرده و چه سرنوشتی پیدا کرده است.
حداقل دادههای موردنیاز اینها هستند:
- شناسه یکتای فرصت فروش
- نام مشتری یا شرکت مرتبط
- مرحله فعلی و مرحلههای قبلی
- زمان ورود به هر مرحله
- زمان خروج از هر مرحله
- نتیجه نهایی، مانند موفق، ناموفق یا باز
- دلیل توقف یا شکست
- کارشناس یا تیم مسئول
- منبع ورود فرصت، در صورت نیاز
- مکالمات، فعالیتها و اقدام بعدی مرتبط
شناسه یکتا اهمیت زیادی دارد. اگر یک مشتری با دو رکورد وارد گزارش شود، تعداد فرصتها بیشتر از واقعیت دیده میشود. برای جلوگیری از این خطا، قواعد جستوجو و ثبت مشتری را از قبل مشخص کنید. راهنمای پاکسازی دادههای CRM و جلوگیری از رکورد تکراری میتواند برای طراحی این کنترلها کمک کند.
تاریخچه مرحلهها هم باید قابل بررسی باشد. اگر فقط مرحله فعلی ذخیره شود، نمیفهمید فرصت چه مدت در مرحله قبلی مانده یا چند بار به عقب برگشته است. در چنین شرایطی، محاسبه ساده ممکن است ممکن باشد، اما تفسیر آن محدود خواهد بود.
از طرف دیگر، همه اطلاعات نباید وارد فرمول شوند. متن کامل مکالمه، یادداشتهای طولانی و جزئیات فنی برای فهم علت تغییر مرحله ارزش دارند، اما مخرج و صورت کسر باید از رویدادهای مشخص و قابل شمارش ساخته شوند.
فرمول هر مرحله را با یک مثال حساب کنید
فرمول پایه این است:
نرخ عبور از مرحله A به مرحله B = تعداد فرصتهایی که از A به B رسیدهاند ÷ تعداد فرصتهایی که وارد A شدهاند × 100
فرض کنید در یک بازه مشخص، 100 فرصت وارد مرحله «بررسی نیاز» شدهاند. از میان آنها، 60 فرصت به مرحله «ارائه پیشنهاد» رسیدهاند. نرخ عبور این مرحله چنین میشود:
60 ÷ 100 × 100 = 60 درصد
حالا اگر از همان 60 فرصت، 30 فرصت به مذاکره رسیده باشند، نرخ عبور از پیشنهاد به مذاکره برابر است با:
30 ÷ 60 × 100 = 50 درصد
اگر 12 فرصت از آن 30 فرصت به فروش موفق رسیده باشند، نرخ تبدیل مذاکره به فروش برابر میشود با:
12 ÷ 30 × 100 = 40 درصد
این عددها فقط نمونهاند. ارزش گزارش زمانی مشخص میشود که برای هر کسر، گروه مورد بررسی و بازه زمانی روشن باشد.
مخرج کسر را با دقت انتخاب کنید
یکی از خطاهای رایج، تقسیم تعداد فروشهای موفق بر تعداد همه سرنخهای ثبتشده است. این کار ممکن است برای یک شاخص کلی استفاده شود، اما برای فهم عملکرد یک مرحله کافی نیست.
اگر میخواهید مرحله «ارائه پیشنهاد» را بررسی کنید، مخرج باید فرصتهایی باشد که واقعا وارد همین مرحله شدهاند؛ نه تمام مشتریان، تماسها یا سرنخهای چند ماه گذشته.
همچنین اگر فرصتها میتوانند یک مرحله را رد کنند، این قاعده را از قبل مشخص کنید. دو انتخاب معمول وجود دارد:
- عبور مستقیم به مرحله بعد، یک خروج معتبر محسوب شود.
- فرصت فقط زمانی تبدیلشده حساب شود که مرحله میانی را هم طی کرده باشد.
هیچکدام برای همه کسبوکارها بهترین انتخاب نیست. اگر مرحله میانی فقط یک عنوان اداری است، حذف آن از گزارش شاید منطقی باشد. اگر آن مرحله نشاندهنده کاری مهم مثل تایید فنی یا بررسی اعتبار مشتری است، رد شدن از آن باید جداگانه بررسی شود.
فرصتهای برگشتی و تکرار ورود را جدا کنید
گاهی فرصت از «مذاکره» به «ارائه پیشنهاد» برمیگردد و بعد دوباره وارد مذاکره میشود. اگر هر ورود را یک فرصت تازه حساب کنید، عددها بزرگنمایی میشوند.
برای گزارش مدیریتی، معمولا بهتر است شناسه فرصت فقط یکبار در گروه محاسبه شود و خروج نهایی آن ثبت شود. برای گزارش عملیاتی، میتوانید تعداد برگشتها و دفعات ورود دوباره را جداگانه نشان دهید. این دو گزارش به دو پرسش متفاوت پاسخ میدهند:
- مسیر فرصتها در نهایت چه نتیجهای ساخته است؟
- تیم چند بار مجبور شده یک فرصت را در همان مسیر جابهجا کند؟
افت تبدیل را از مشکل ثبت داده جدا کنید
وقتی نرخ عبور از یک مرحله پایین میآید، نخستین واکنش نباید سرزنش تیم یا تغییر فوری فرایند باشد. افت عدد ممکن است واقعی باشد، اما ممکن است از داده ناقص، ثبت دیرهنگام یا تغییر تعریف مرحلهها ایجاد شده باشد.
برای بررسی، این ترتیب را دنبال کنید.
تعریف مرحله را بررسی کنید
آیا در میانه دوره، مدیر فروش معیار ورود به مرحله را تغییر داده است؟ اگر بله، دادههای قبل و بعد از تغییر نباید بدون توضیح در یک نمودار قرار بگیرند. نام مرحله ممکن است ثابت مانده باشد، اما معنای آن تغییر کرده باشد.
تاریخهای ثبت را با رویداد واقعی مقایسه کنید
اگر کارشناس یک هفته بعد از ارسال پیشنهاد، مرحله را تغییر دهد، گزارش بر اساس تاریخ ثبت، تأخیر را به مرحله بعد نسبت میدهد. در مقابل، اگر مرحله پیش از انجام کار تغییر کند، گزارش ظاهرا سریعتر از واقعیت دیده میشود.
نمونهای از کنترل ساده این است که مدیر چند فرصت را بهصورت دستی بررسی کند: زمان تماس، زمان ارسال پیشنهاد، زمان تغییر مرحله و اقدام بعدی باید با هم سازگار باشند.
رکوردهای تکراری و فرصتهای بدون مالک را پیدا کنید
دو رکورد برای یک مشتری میتواند یک فرصت را دوبار وارد مخرج کند. فرصتهای بدون مالک هم ممکن است وارد مرحله شوند، اما کسی مسئول حرکت بعدی آنها نباشد. هر دو وضعیت، نرخ مرحلهای را مخدوش میکنند.
دلیل ناموفقشدن را اجباری و قابل دستهبندی کنید
یادداشت آزاد برای توضیح مفید است، اما برای گزارشگیری کافی نیست. بهتر است دلیلهای اصلی مانند قیمت، زمانبندی، نبود نیاز، رقیب، تایید نشدن یا بیپاسخ ماندن جدا ثبت شوند. متن توضیحی میتواند جزئیات بیشتری به آن اضافه کند.
تغییر منبع یا ترکیب مشتریان را در نظر بگیرید
ممکن است عدد کلی پایین آمده باشد، چون سهم یک منبع جدید با کیفیت متفاوت بیشتر شده است. برای فهم این موضوع، نرخ هر مرحله را بر اساس منبع، محصول، منطقه یا کارشناس هم بررسی کنید؛ البته فقط وقتی داده این دستهبندیها کامل و تعریفشده باشد.
هر درصد چه تصمیمی برای مدیر فروش میسازد؟
یک گزارش خوب، فقط عدد نشان نمیدهد. باید به تصمیمی مشخص منتهی شود.
اگر ورود به مرحله «بررسی نیاز» زیاد است، اما عبور به پیشنهاد کم شده، مدیر باید کیفیت کشف نیاز، زمان پاسخگویی و مسئولیت آمادهسازی پیشنهاد را بررسی کند. پرسش مناسب این نیست که «چرا فروش کم شد؟»؛ پرسش دقیقتر این است که «کدام اطلاعات پیش از پیشنهاد ناقص میماند؟»
اگر پیشنهادهای زیادی ارسال میشوند، اما تعداد کمی به مذاکره میرسند، چند احتمال مطرح است: پیشنهاد برای فرد تصمیمگیرنده ارسال نشده، ارزش پیشنهادی روشن نیست، پیگیری پس از ارسال انجام نمیشود یا زمانبندی مشتری مناسب نیست. برای هر احتمال، یک نمونه از پروندهها را بخوانید و بر اساس شواهد تصمیم بگیرید.
اگر مذاکره طولانی است و فروش کمی از آن خارج میشود، گزارش مکالمات و فعالیتها را کنار تاریخچه مرحله ببینید. آیا اقدام بعدی مشخص بوده؟ آیا مسئول مذاکره معلوم بوده؟ آیا مشتری تعهدی برای قدم بعدی داده است؟ اگر پاسخ این پرسشها در پرونده دیده نمیشود، مشکل ممکن است در نظم پیگیری باشد، نه در مهارت مذاکره.
اگر تبدیل یک کارشناس بالاتر از بقیه است، فورا نتیجه نگیرید که روش او باید برای همه اجرا شود. ممکن است نوع مشتری، محصول، منطقه یا اندازه فرصتها متفاوت باشد. ابتدا گروههای مشابه را مقایسه کنید.
در کلید، مدیر فروش میتواند پرونده فرصت را همراه با فعالیتها و اقدام بعدی آن بررسی کند. برای مثال، اگر چند فرصت در مرحله پیشنهاد متوقف ماندهاند، بهجای ارسال یک پیام عمومی به کل تیم، میتوان پروندهها را جدا دید، مالک هر فرصت را مشخص کرد و برای هرکدام یک اقدام بعدی با موعد روشن گذاشت. این همان تفاوت میان گزارش عددی و گزارش قابل استفاده برای کار روزانه است. برای نمونههای بیشتر درباره تبدیل داده فروش به تصمیم، راهنمای گزارش فروش و تصمیمهای روزانه مدیر را بخوانید.
چکلیست ساخت گزارش تبدیل مرحلهای
برای ساخت اولین گزارش، لازم نیست همه شاخصهای ممکن را همزمان اضافه کنید. یک مسیر اصلی را انتخاب کنید و با داده محدود اما قابل اعتماد شروع کنید.
پیش از ساخت گزارش
- مرحلههای فروش و معنای ورود به هر مرحله را بنویسید.
- خروج معتبر از هر مرحله را مشخص کنید.
- یک بازه ورود و یک مهلت عبور تعیین کنید.
- روش برخورد با فرصتهای برگشتی و فرصتهای ردشده را مشخص کنید.
- رکوردهای تکراری و فرصتهای بدون مالک را بررسی کنید.
هنگام محاسبه
- تعداد ورودیهای هر مرحله را جدا بشمارید.
- تعداد فرصتهای عبورکرده را از همان گروه ورودی انتخاب کنید.
- مخرج هر فرمول را در گزارش نمایش دهید.
- فرصتهای خارج از مهلت را جدا از فرصتهای در حال بررسی نشان دهید.
- اگر مرحلهای تغییر تعریف داده، آن را با یادداشت مشخص کنید.
هنگام تفسیر
- افت عدد را با چند پرونده واقعی کنترل کنید.
- دلیلهای ناموفقشدن را دستهبندی کنید.
- نتایج گروههای متفاوت را بدون بررسی با هم مقایسه نکنید.
- برای هر افت، یک اقدام، یک مالک و یک موعد تعیین کنید.
- گزارش را در یک دوره ثابت تکرار کنید تا روند قابل مشاهده باشد.
بهتر است کنار درصد، این ستونها هم دیده شوند: تعداد ورودی، تعداد عبور، میانگین مدت ماندن، تعداد فرصتهای باز، تعداد ناموفقها و دلیل اصلی توقف. درصد بدون حجم نمونه ممکن است گمراهکننده باشد. مثلا تفاوت دو فروش در یک گروه کوچک، نباید همانطور تفسیر شود که تفاوت دهها فرصت در یک دوره طولانی.
پرسشهای رایج
نرخ تبدیل را بر اساس فرصت حساب کنیم یا مشتری؟
اگر یک مشتری میتواند چند فرصت مستقل داشته باشد، برای تحلیل مسیر فروش، فرصت واحد مناسبتری است. برای تحلیل رابطه با مشتری، تعداد مشتریان را جداگانه بسنجید. این دو عدد را در یک فرمول ترکیب نکنید.
فرصتهای باز را در مخرج قرار دهیم؟
اگر مهلت عبور تمام نشده، بهتر است آنها را بهعنوان «در حال بررسی» جدا نشان دهید. قرار دادن همه فرصتهای باز در مخرج، نرخ را پایینتر از واقعیت نهایی نشان میدهد. البته این موضوع به هدف گزارش بستگی دارد؛ گزارش پیشبینی با گزارش عملکرد گذشته یکی نیست.
چند ماه داده برای گزارش کافی است؟
عدد ثابتی برای همه کسبوکارها وجود ندارد. بستگی دارد به حجم فرصتها و طول چرخه فروش. اگر فرصتها کم هستند، گروهبندی ماهانه ممکن است نوسان زیادی بسازد. اگر چرخه فروش طولانی است، دورههای کوتاه تصویر ناقصی میدهند.
اگر تاریخچه تغییر مرحله را نداشته باشیم چه کنیم؟
گزارش را از امروز با تعریف روشن شروع کنید و برای دادههای قدیمی فقط شاخصهایی را بسازید که ورودی و خروجی آنها قابل اعتماد است. تاریخهای قدیمی را حدس نزنید. ثبت ناقص بهتر است با برچسب «نامعتبر یا ناکافی» دیده شود، نه اینکه با عدد دقیق ساختگی پوشانده شود.
آیا بالاترین نرخ تبدیل، بهترین مرحله را نشان میدهد؟
نه لزوما. ممکن است مرحلهای نرخ بالا داشته باشد، اما تعداد کمی فرصت وارد آن شوند. همچنین نرخ بالا میتواند با حذف زودهنگام فرصتهای دشوار بهدست آمده باشد. حجم ورودی، مدت زمان و کیفیت نتیجه را هم کنار درصد ببینید.
از فردا گزارش را با یک مرحله شروع کنید
یک مرحله را انتخاب کنید که بیشترین ابهام یا بیشترین توقف را دارد. برای آن، تعریف ورود و خروج، بازه زمانی، مهلت عبور و دلیلهای توقف را مشخص کنید. سپس ده پرونده واقعی را بازبینی کنید و ببینید داده CRM با اتفاقی که برای مشتری افتاده همخوان است یا نه.
بعد از این کنترل، فرمول را روی یک دوره ثابت اجرا کنید. عدد را تنها منتشر نکنید؛ کنار آن بنویسید چه چیزی تغییر کرده، چه کسی مسئول بررسی است و قدم بعدی تا چه زمانی باید انجام شود. اگر برای طراحی مسیر ثبت و گزارش به اطلاعات بیشتری درباره خدمات کلید نیاز دارید، صفحه تماس با کلید مسیر ارتباطی مربوط را در اختیار شما میگذارد.