یک تیم فروش 8 نفره را تصور کنید که نیمی از هفته در دفتر نیستند. کارشناس فروش در جلسه مشتری است، مدیر فروش از خانه گزارش میخواهد و مدیر فناوری باید بداند اطلاعات مشتری کجا نگهداری میشود. در چنین شرایطی، انتخاب میان CRM ابری یا نصبشده فقط انتخاب محل اجرای نرمافزار نیست؛ تصمیمی درباره دسترسی روزانه، مسئولیت نگهداری، امنیت داده و سرعت تغییر سیستم است.
این نوشته برای مدیرعامل، مدیر فناوری و مدیر فروش نوشته شده است؛ کسانی که میخواهند پیش از انتخاب، تفاوت دو مدل را در کار واقعی تیم ببینند. قرار نیست یک گزینه را برای همه شرکتها مناسب بدانیم. انتخاب درست به اندازه تیم، پراکندگی نیروها، سیاستهای امنیتی، توان فنی و میزان تغییرات مورد انتظار بستگی دارد.
تفاوت واقعی مدل ابری و نصبشده در محل شرکت چیست؟
در مدل ابری، نرمافزار و دادهها روی زیرساختی اجرا میشوند که ارائهدهنده مدیریت میکند. کاربران با حساب کاربری و از طریق اینترنت به سیستم دسترسی دارند. تیم فروش لازم نیست نرمافزار را روی رایانههای مختلف نصب کند یا برای هر بهروزرسانی، نسخه تازهای را در اختیار کاربران بگذارد.
در مدل نصبشده، نرمافزار روی سرور یا زیرساختی اجرا میشود که شرکت خودش انتخاب و مدیریت میکند. این زیرساخت میتواند داخل شرکت یا در مرکز دادهای تحت کنترل سازمان باشد. در این حالت، مدیر فناوری اختیار بیشتری بر محل نگهداری داده، شبکه، نسخه پشتیبان و سیاستهای دسترسی دارد؛ اما همین اختیار، مسئولیت بیشتری هم ایجاد میکند.
تفاوت اصلی را میتوان در این چهار پرسش خلاصه کرد:
- چه کسی سرور و محیط اجرای نرمافزار را مدیریت میکند؟
- کاربران از کجا و با چه روشی به سیستم وصل میشوند؟
- نسخه پشتیبان و بهروزرسانی بر عهده چه کسی است؟
- شرکت تا چه اندازه به تغییرات اختصاصی نیاز دارد؟
«ابری» بهمعنای بینیازی از امنیت یا نگهداری نیست. فقط بخشی از مسئولیت زیرساخت از تیم داخلی به ارائهدهنده منتقل میشود. از طرف دیگر، «نصبشده» هم بهمعنای کنترل کامل و خودکار نیست. اگر سرور بدون پایش، پشتیبانگیری منظم و مدیریت دسترسی رها شود، کنترل فنی روی کاغذ باقی میماند.
برای مثال، در یک تیم فروش که کارشناسان در دفتر، شهرهای مختلف و جلسههای مشتری کار میکنند، دسترسی پایدار از مسیرهای مختلف اهمیت زیادی دارد. در یک شرکت با شبکه داخلی محدود، سیاستهای سختگیرانه امنیتی و تیم فناوری آماده، اجرای محلی ممکن است با نیازهای سازمان سازگارتر باشد.
دسترسی تیم فروش در دفتر و خارج از دفتر چگونه فرق میکند؟
دسترسی یکی از اولین تفاوتهایی است که تیم فروش در کار روزانه احساس میکند. در مدل ابری، کارشناس معمولا میتواند با مرورگر یا برنامه سازگار، از دفتر، خانه یا محل جلسه به پرونده مشتری دسترسی داشته باشد. البته این دسترسی به کیفیت اینترنت، سیاستهای ورود و امکانات واقعی نرمافزار بستگی دارد.
در مدل نصبشده، دسترسی از خارج شرکت به طراحی شبکه وابسته است. ممکن است سازمان از شبکه خصوصی، دسترسی امن یا روشهای دیگری استفاده کند. راهاندازی و نگهداری این مسیرها به تنظیمات فنی، احراز هویت و پایش مداوم نیاز دارد. اگر این بخش از ابتدا درست طراحی نشود، تیم فروش بیرون از دفتر با تأخیر یا محدودیت روبهرو میشود.
این تفاوت در چند موقعیت خودش را نشان میدهد:
کارشناس فروش در جلسه مشتری
کارشناس فروش ممکن است بخواهد سابقه مکالمه، فرصت باز یا اقدام بعدی را ببیند. در مدل ابری، مسیر دسترسی معمولا کوتاهتر است، اما اینترنت و امنیت دستگاه باید بررسی شود. در مدل نصبشده، باید از قبل مطمئن شد که دسترسی بیرونی هم ایمن است و هم تجربه کاربری قابل قبولی دارد.
مدیر فروش در سفر یا خانه
مدیر برای تصمیمگیری روزانه به فهرست فرصتهای متوقفشده، فعالیتهای انجامنشده و گزارش وضعیت تیم نیاز دارد. اگر گزارشها فقط داخل شبکه شرکت در دسترس باشند، بخشی از تصمیمها به زمان حضور در دفتر موکول میشود.
قطعی اینترنت یا اختلال شبکه
مدل ابری به ارتباط اینترنتی وابسته است. مدل نصبشده هم اگر کاربران از بیرون به سیستم وصل شوند، به اینترنت یا شبکه سازمانی نیاز دارد. بنابراین پرسش درست این نیست که کدام مدل هیچوقت با اختلال روبهرو نمیشود؛ باید پرسید شرکت برای زمان اختلال چه برنامهای دارد، دادهها چگونه حفظ میشوند و کار تیم چگونه ادامه پیدا میکند.
پیش از تصمیم، یک هفته کاری تیم را روی کاغذ بنویسید. مشخص کنید چه کسانی بیرون از دفتر کار میکنند، چه گزارشهایی باید در جلسه در دسترس باشد و کدام فعالیتها نباید به حضور در شبکه داخلی وابسته بماند. این بررسی از مقایسههای کلی مفیدتر است.
مسئولیت پشتیبانگیری و بهروزرسانی را دقیق مشخص کنید
در هر دو مدل، داده مشتری ارزشمند است؛ اما مسئولیت مراقبت از آن یکسان نیست.
در مدل ابری، معمولا ارائهدهنده بخشی از کارهای زیرساختی مانند نگهداری سرور، بهروزرسانی نرمافزار و پشتیبانگیری را مدیریت میکند. مدیر شرکت باید بداند این مسئولیت دقیقا شامل چه چیزهایی است. «پشتیبانگیری انجام میشود» جمله کاملی نیست. باید درباره زمانبندی، محل نگهداری، مدت حفظ نسخهها و روش بازگردانی پرسید.
در مدل نصبشده، این کارها بیشتر بر عهده شرکت است. باید برای سرور، فضای ذخیرهسازی، کنترل نسخه، پشتیبانگیری، آزمون بازگردانی و بهروزرسانی برنامه مسئول مشخص وجود داشته باشد. اگر یک نفر همه این کارها را در کنار وظایف دیگر انجام دهد، خطر فراموششدن یا ناقصماندن بعضی کارها وجود دارد.
چکلیست زیر برای هر دو مدل قابل استفاده است:
- نسخه پشتیبان هر چند وقت یکبار تهیه میشود؟
- نسخهها در همان محیط اصلی نگهداری میشوند یا محل جداگانهای دارند؟
- آخرین بار چه زمانی بازگردانی آزمایشی انجام شده است؟
- هنگام بهروزرسانی، چه کسی زمان اجرا و نتیجه را بررسی میکند؟
- اگر کاربر به دادهای اشتباه دست زد، امکان مشاهده سابقه یا اصلاح وجود دارد؟
- در زمان قطع دسترسی، تیم فروش از چه مسیر جایگزینی استفاده میکند؟
بهروزرسانی هم فقط نصب نسخه جدید نیست. هر تغییر میتواند روی فرمها، گزارشها، اتصالها و عادت کاری کاربران اثر بگذارد. در مدل ابری، زمان و روش انتشار تغییرات بیشتر به برنامه ارائهدهنده وابسته است. در مدل نصبشده، شرکت کنترل بیشتری بر زمان اجرا دارد، اما باید خودش آزمون و هماهنگی لازم را انجام دهد.
در کلید، ثبت مشتری و فرصت فروش، پیگیری و اقدام بعدی، مکالمات و فعالیتها، گردش کار فروش و پشتیبانی و گزارش مدیریتی باید در یک مسیر قابل پیگیری کنار هم قرار بگیرند. هنگام مقایسه دو مدل، فقط محل اجرای نرمافزار را نبینید؛ بررسی کنید اگر نسخه جدید منتشر شد، این بخشها چگونه حفظ، آزمون و در اختیار تیم قرار میگیرند.
امنیت داده به مدل اجرا محدود نمیشود
بعضی شرکتها تصور میکنند نصب نرمافزار در سرور داخلی، خودبهخود امنیت بیشتری ایجاد میکند. بعضی دیگر فکر میکنند سرویس ابری همیشه از هر زیرساخت داخلی امنتر است. هر دو برداشت میتوانند گمراهکننده باشند.
امنیت به مجموعهای از تصمیمها بستگی دارد: کنترل ورود، سطح دسترسی، ثبت فعالیتها، بهروزرسانی، پشتیبانگیری، امنیت دستگاه کاربران و واکنش به رخداد. محل اجرای نرمافزار فقط یکی از این عوامل است.
در مدل ابری، باید درباره شیوه نگهداری داده، تفکیک دسترسی مشتریان مختلف، رمزنگاری ارتباط، مدیریت حسابهای کاربری و فرایند رسیدگی به رخدادها سؤال کرد. همچنین باید مشخص باشد پس از پایان همکاری، دادهها چگونه تحویل یا حذف میشوند و چه کسانی به زیرساخت دسترسی دارند.
در مدل نصبشده، شرکت کنترل بیشتری بر محیط داخلی دارد؛ اما باید همان کنترل را بهدرستی اجرا کند. حساب مشترک، رمزهای ساده، دسترسی بدون بازبینی و سرور بدون بهروزرسانی میتوانند خطر ایجاد کنند. اگر کارشناس فروش از شرکت جدا شود، دسترسی او باید بهموقع بسته شود. اگر نقش کاربر تغییر کند، سطح دسترسی هم باید بازبینی شود.
در هر دو مدل، تفکیک دسترسی را بر اساس نقش طراحی کنید. مدیر فروش به گزارش تیم و پروندههای مرتبط با مسئولیتش نیاز دارد. کارشناس فروش باید بتواند مشتری و فرصت خود را پیگیری کند. تیم پشتیبانی ممکن است به سابقه ارتباط و درخواستهای خدماتی نیاز داشته باشد، اما نباید به همه اطلاعات مدیریتی دسترسی داشته باشد.
برای بررسی دقیقتر این موضوع، راهنمای امنیت داده و دسترسی در CRM میتواند به طراحی نقشها، دادههای حساس و بستن بهموقع دسترسی کمک کند.
پرسشهای امنیتی را به زبان عملی بپرسید:
- هر کاربر دقیقا چه چیزی را میبیند؟
- تغییرات مهم در پرونده مشتری ثبت میشوند؟
- حساب افراد غیرفعال چگونه بسته میشود؟
- ورود از دستگاه یا موقعیت غیرعادی چگونه بررسی میشود؟
- در صورت اشتباه کاربر، سابقه تغییرات قابل مشاهده است؟
- پشتیبانگیری و بازگردانی چگونه آزمایش میشود؟
این پرسشها برای مدل ابری و نصبشده یکساناند. تفاوت در این است که پاسخ برخی از آنها را ارائهدهنده میدهد و در مدل دیگر، تیم داخلی باید پاسخگو باشد.
هزینه و پیچیدگی را بدون عددسازی مقایسه کنید
مقایسه هزینه دو مدل با نگاهکردن به مبلغ اولیه ناقص است. هزینه واقعی شامل خرید یا اشتراک نرمافزار، زیرساخت، نیروی فنی، پشتیبانگیری، آموزش، بهروزرسانی، اتصال به ابزارهای دیگر و زمان از دسترفته تیم است.
در مدل ابری، هزینهها معمولا در قالب پرداخت دورهای یا بر اساس تعداد کاربران و امکانات دیده میشوند. شرکت ممکن است هزینه راهاندازی سرور و بخشی از نگهداری را نداشته باشد، اما باید شرایط افزایش کاربر، ذخیرهسازی، پشتیبانی و خروج داده را بررسی کند.
در مدل نصبشده، ممکن است سازمان برای سرور، مجوز، نصب، پشتیبانی فنی و امنیت شبکه هزینه کند. اگر شرکت همین حالا زیرساخت و تیم فناوری مناسب داشته باشد، بعضی هزینهها از قبل وجود دارند. اگر چنین زیرساختی آماده نباشد، باید هزینه و زمان راهاندازی را هم در تصمیم وارد کرد.
برای مقایسه منصفانه، یک جدول داخلی بسازید و برای هر مدل پاسخ این پرسشها را بنویسید:
| موضوع | مدل ابری | مدل نصبشده |
|---|---|---|
| دسترسی بیرون از دفتر | به اینترنت و سیاستهای ارائهدهنده وابسته است | به طراحی شبکه و دسترسی امن شرکت وابسته است |
| نگهداری سرور | بیشتر بر عهده ارائهدهنده است | بر عهده شرکت یا پیمانکار آن است |
| کنترل زیرساخت | محدودتر اما سادهتر | بیشتر اما پرمسئولیتتر |
| بهروزرسانی | معمولا با برنامه ارائهدهنده انجام میشود | با برنامه و آزمون شرکت اجرا میشود |
| تغییرات اختصاصی | به قابلیتهای محصول و قرارداد وابسته است | امکان کنترل فنی بیشتر وجود دارد |
| نیاز به تیم فناوری | کمتر برای زیرساخت | بیشتر برای نگهداری و امنیت |
این جدول قیمت نهایی را مشخص نمیکند، اما هزینه پنهان را آشکارتر میکند. مثلا اگر تیم فناوری شرکت درگیر چند پروژه حیاتی است، نگهداری یک سامانه دیگر ممکن است هزینه زمانی قابلتوجهی داشته باشد. اگر شرکت الزامات خاصی برای محل نگهداری داده دارد، این الزام میتواند انتخاب را به سمت مدل مشخصی ببرد.
بهتر است هزینه را برای یک دوره چندساله بررسی کنید، بدون اینکه عددی از پیش بسازید. هزینه کاربران، افزایش ظرفیت، نگهداری، آموزش، انتقال داده و خروج احتمالی از سیستم را کنار هم بگذارید. سپس ببینید کدام مدل با توان واقعی سازمان سازگارتر است، نه فقط کدام گزینه در شروع ارزانتر به نظر میرسد.
نیاز به تغییرات اختصاصی را از نیاز واقعی جدا کنید
یکی از دلایل انتخاب مدل نصبشده، انتظار برای تغییرات اختصاصی است. اما هر درخواست تغییری به معنی نیاز به کنترل کامل روی نرمافزار نیست.
ابتدا مشخص کنید مشکل تیم چیست. آیا فرم ثبت مشتری بیش از حد طولانی است؟ آیا مرحلههای فروش روشن نیستند؟ آیا مدیر گزارش مناسبی برای فرصتهای متوقفشده ندارد؟ آیا داده میان فروش و پشتیبانی بهدرستی تحویل نمیشود؟ گاهی مسئله با تنظیم فرایند، نقش کاربر یا آموزش حل میشود، نه با تغییر عمیق نرمافزار.
تغییرات را در چهار دسته قرار دهید:
- تنظیمات ساده، مانند نام مرحلهها، فیلدهای ضروری یا نقش کاربران.
- تغییر در گردش کار، مانند ساخت اقدام بعدی پس از ثبت یک رویداد.
- اتصال به سامانههای دیگر، مانند فرم سایت یا ابزار حسابداری.
- توسعه اختصاصی، مانند ساخت قابلیت جدید برای یک فرایند ویژه.
مدل ابری برای بسیاری از شرکتها زمانی مناسبتر است که فرایندهایشان به قابلیتهای استاندارد و تنظیمات قابل پشتیبانی نزدیک باشد. مدل نصبشده ممکن است برای سازمانی مناسب باشد که محدودیتهای زیرساختی، الزامات داخلی یا نیازهای فنی ویژه دارد؛ اما این انتخاب بدون تیم مسئول، قابل نگهداری نخواهد بود.
شرکت باید بپرسد کدام تغییرات واقعا برای کار روزانه ضروریاند و کدامها فقط ترجیح مدیر یا عادت قدیمی هستند. هر قابلیت اختصاصی هزینه نگهداری، آموزش و آزمون دارد. زیادکردن تغییرات، سیستم را لزوما بهتر نمیکند.
ماتریس تصمیمگیری را با شرایط واقعی شرکت پر کنید
برای انتخاب، به هر معیار از 1 تا 5 امتیاز بدهید. امتیاز 1 یعنی آن مدل با نیاز شما سازگاری کمی دارد و امتیاز 5 یعنی سازگاری زیادی دارد. وزن هر معیار را هم بر اساس اهمیت آن برای شرکت مشخص کنید.
معیارهای پیشنهادی:
- کار بیرون از دفتر: اگر تیم پراکنده است، مدل مناسب باید دسترسی روزانه را ساده کند.
- توان تیم فناوری: اگر تیم داخلی زمان کافی ندارد، مسئولیت زیرساخت را دستکم نگیرید.
- حساسیت داده: محل نگهداری، روش دسترسی و الزامات سازمانی را بررسی کنید.
- نیاز به تغییرات: بین تنظیمات معمول و توسعه اختصاصی تفاوت بگذارید.
- سرعت راهاندازی: اگر تیم باید زودتر کار را شروع کند، مراحل آمادهسازی را مقایسه کنید.
- کنترل نسخه و بهروزرسانی: مشخص کنید چه کسی تصمیم میگیرد و چه کسی اجرا میکند.
- امکان خروج و انتقال داده: از ابتدا بدانید در صورت تغییر تصمیم چه مسیری دارید.
بعد از امتیازدهی، برای هر معیار یک توضیح کوتاه بنویسید. عدد بدون توضیح، تصمیم را بهتر نمیکند. مثلا به مدل ابری برای دسترسی بیرون از دفتر امتیاز 5 ندهید، مگر اینکه بدانید کاربران با چه دستگاهی کار میکنند، اینترنت چه وضعی دارد و سیاست ورود چگونه است.
اگر نتیجه دو مدل نزدیک شد، یک اجرای آزمایشی محدود طراحی کنید. یک فرایند واقعی را انتخاب کنید، مانند ثبت مشتری، ایجاد فرصت، ثبت مکالمه، تعیین اقدام بعدی و مشاهده گزارش مدیر. سپس ببینید کاربران چه مراحلی را طی میکنند، کجا به کمک نیاز دارند و داده چگونه بین نقشها جابهجا میشود.
در چنین ارزیابیای، امکاناتی مانند مشتری و فرصت فروش، مکالمات و فعالیتها، گردش کار، گزارش مدیریتی و تفکیک دسترسی را با سناریوی واقعی بررسی کنید. فهرست قابلیتها بهتنهایی کافی نیست؛ مهم است تیم بتواند کار را درست و پیوسته انجام دهد.
برای برنامهریزی مرحلههای انتقال اطلاعات، آموزش کاربران و کنترل پیگیریها، مقاله استقرار CRM تیم فروش هم میتواند معیارهای عملیتری در اختیار شما بگذارد.
پرسشهای رایج
برای تیم کوچک، مدل ابری همیشه انتخاب بهتری است؟
نه. اندازه تیم فقط یکی از معیارهاست. اگر تیم کوچک باشد اما داده حساس، شبکه داخلی محدود یا نیاز فنی خاص داشته باشد، مدل نصبشده هم میتواند بررسی شود. در مقابل، تیم کوچک و پراکنده معمولا از دسترسی سادهتر مدل ابری سود میبرد.
کدام مدل امنیت بیشتری دارد؟
هیچ مدل بهتنهایی امنیت را تضمین نمیکند. امنیت به کنترل دسترسی، بهروزرسانی، پشتیبانگیری، مدیریت حسابها، امنیت دستگاهها و روش رسیدگی به رخدادها بستگی دارد. باید مسئولیت هر بخش را در قرارداد یا فرایند داخلی روشن کنید.
اگر بعدا تعداد کاربران زیاد شود، چه چیزی را باید بررسی کنیم؟
شرایط افزایش کاربر، ظرفیت ذخیرهسازی، عملکرد گزارشها، هزینه تغییر ظرفیت و محدودیتهای دسترسی را بررسی کنید. همچنین ببینید افزودن کاربر جدید به آموزش، نقشها و گردش کار چه اثری میگذارد.
مدل نصبشده برای تغییرات اختصاصی مناسبتر است؟
ممکن است کنترل فنی بیشتری فراهم کند، اما هر تغییر به طراحی، آزمون، مستندسازی و نگهداری نیاز دارد. ابتدا بررسی کنید نیاز شما با تنظیمات موجود حل نمیشود. سپس توان واقعی تیم برای مراقبت از تغییرات را بسنجید.
پیش از انتخاب، از فروشنده چه مدرکی بخواهیم؟
سناریوی واقعی خود را ارائه کنید و بخواهید مسیر ثبت مشتری، پیگیری، گزارشگیری، تعیین دسترسی و بازگردانی داده را توضیح دهد. درباره پشتیبانگیری، بهروزرسانی، خروج داده و مسئولیت هر طرف هم پاسخ روشن بخواهید.
از فردا تصمیم را با فهرست قابلیتها شروع نکنید. یک فرایند واقعی فروش را انتخاب کنید و مسیر آن را از ورود مشتری تا اقدام بعدی و گزارش مدیر بنویسید. سپس برای دسترسی، امنیت، پشتیبانگیری، نگهداری و تغییرات امتیاز تعیین کنید. اگر هنوز بین دو مدل مردد هستید، دلیل تردید را به یک پرسش مشخص تبدیل کنید و پاسخ آن را در سناریوی آزمایشی بررسی کنید. تماس با کلید میتواند نقطه شروع گفتوگویی درباره همین سناریوهای کاری باشد، نه جایگزین بررسی دقیق نیازهای سازمان.